با توجه به اين رسالت اساسي ، تشكل هاي كوهنوردي ؛ در مقابل علاقمندان جذب شده داراي مسئوليت و تعهدات سنگين و متناسب با آموزش مي شوند .
عدم توجه به اين تعهدات و مسئوليت هاي مرتبط با آن موجب عدم كارائي آموزش و در نتيجه كاهش قابليت هايي مي باشد كه بصورت منطقي مي بايست در پس آموزش بدست آيد .
اين معضل در رشته هاي ورزشي كلاسيك تنها موجب شكست تيمي و يا از دست رفتن فرصت ها در مسابقات و يا ركوردهاي ضعيف مي گردد ولي در كوهنوردي هزينه هاي جاني و مالي سنگيني در پي خواهد داشت .
بررسي و بازنگري در شيوه هاي آموزش از يك سو و ساختارهاي مديريتي – تشكيلاتي تشكلهاي كوهنوردي از سوي ديگر ، ضرورتي اجتناب ناپذير براي دستيابي به رسالت و اهداف سازمان مي باشد .
بر همين اساس لازم است تعاريف ، روش هاي آموزشي موجود و ساختارهاي سازمان در تشكل هاي موجود مورد بررسي و نقد قرار گيرد .
در ادامه اين مقاله ، در نظر دارم " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " را بعنوان يك تشكل فعال مورد بررسي و نقد قرار داده و راهكارهائي را براي رفع معضلات موجود در آن ارائه نمايم .
كجا هستيم ........!
55 سال پيش ( سال 1332 ) ، 12 نفر از عاشقان كوه و طبيعت طي جلسه اي كه در محل امامزاده قاسم ( در شمال تهران ) تشكيل شد

، رسما موجوديت تشكلي ورزشي را اعلام نمودند . اين تشكل كه در چند سال نخست تاسيس با نام " سازمان كوهنوردي و اسكي دماوند " شناخته مي شد . توانست در مدت زماني كوتاه با استفاده از انديشه اي پويا اقدام به ايجاد ساختاري منسجم و حاكم نمودن نظم سازماني بر آن بنمايد ، اين مهم ، نه تنها موجب توسعه كمي و كيفي فعاليت هاي كوهنوردي ( چه در زمينه آموزش و چه در مورد اجراي برنامه ) شد بلكه با به نمايش گذاشتن مديريت و ساختاري قوي بنيان تشكيلاتي را بنا نمود كه بعد از بيش از 5 دهه همچنان داراي قابليت هاي مناسبي براي گسترش و رشد فعاليت در عرصه كوهنوردي مي باشد .
گرچه بر اين باورم كه " باشگاه دماوند" مدتهاست از ضعف مديريت و انديشه علمي و در نتيجه سست شدن ساختار تشكيلاتي و بدنبال ان تاثير منفي و گاه پر هزينه در برنامه هاي كوهنوردي آن برخوردار است .
آنچه سازمان دماوند را در آن سالها پابرجا و توانمند مي نمود . در وهله اول خواست موسسين آن براي جدا شدن از بافت سنتي و محفلي گروه هاي معمول كوهنوردي بود . آنها كه اكثرا از فرهيختگان زمان خود بودند قبل از پرداختن به انجام فعاليت هاي كوهنوردي ، روشهاي مديريتي حاكم بر آن را طراحي و تعريف كردند .
سازمان دماوند در آن زمان ، تمامي برنامه هاي كوهنوردي خود را در سه مقطع قبل از اجراي برنامه ، در هنگام اجراي برنامه و بعد از اجراي برنامه مورد توجه قرار مي داد .
موارد زير از جمله اقداماتي است كه مديريت سازمان دماوند همواره بر رعايت آن در رابطه با امور فني و اجراي برنامه ها تاكيد مي ورزيده است :
1. اعلام كتبي برنامه به مسئول فني سازمان و درخواست اخذ مجوز براي اجراي برنامه .
2. بررسي برنامه اعلام شده توسط مسئول فني باشگاه و طرح ان در هيات مديره به منظور صدور حكم اجراي برنامه . ( با عنوان سرپرست برنامه )
3. درخواست و اخذ گزارش كتبي از برنامه اجرا شده با امضاء سرپرست برنامه
4. درج فعاليت انجام شده ( آموزشي – اجرائي ) در كارنامه و سوابق فني اعضاء شركت كننده ( مستند سازي برنامه هاي صورت گرفته )
5. ارزيابي كارنامه فني – تشكيلاتي اعضاء به منظور :
· ايجاد حس انگيزش و تلاش بيشتر ايشان در امور كوهنوردي و همكاري تشكيلاتي
· ارزش گذاري و بوجود آوردن اعتبار در ثبت كارنامه فني اعضاء
· ايجاد روشي مناسب براي مشخص نمودن قابليت هاي فني – تشكيلاتي اعضاء
6- دعوت از اعضاء برگزيده جهت شركت در دوره هاي آموزشي
بايد توجه داشت كه بكار گيري روش هاي نظارتي و اعمال مديريت براي انجام فعاليتها از شاخصه هاي تشكيلات كوهنوردي مي باشد ، موارد بالا ممكن است در حال حاضر قابل انجام نباشند ولي مهم وجود تفكر مديريتي بر تشكيلات و فعاليت هاي آن مي باشد . ضمنا توجه داشته باشيد كه چنين روش مديريتي در خصوص كوهنوردي پيش از اين آنچنان كه بايد وجود نداشته است و خود روشي مترقي و مدرن بحساب مي آيد .
منظور از اشاره به پيشينه " باشگاه دماوند " در آن است كه تفكر مديريتي و ساختار تشكيلاتي آن امريست كه با شكل گيري اين تشكل همراه بوده است .
با گذشت ايام و تغييرات اجتماعي – اقتصادي جامعه و تاثير گذاري آن بر جامعه كوچك دماوند ، نياز به بازنگري در ساختارها و سيستم مديريت مجموعه بيش از پيش حس شد . تغييرات صورت گرفته بر اساسنامه باشگاه جوابي بود كه به اين نياز داده شد .
در اصلاحات بوجود آمده در اساسنامه باشگاه تغيير تنها شامل مراكز اعمال قدرت و تصميم گيري شد و نيازهاي " دماوند " در رابطه با مسئوليت هاي فني - تشكيلاتي بصورتي گنگ و كم رنگ باقي ماند .
لازم بود در اين بازنگري به موارد زير توجه مي شد :
1- محدوديت هاي مادي ( اعم از مالي – ابزارها – فضا و .... )
2- پتانسيلهاي انساني ( اعم از نيروي انساني موجود و يا قابل جذب )
3- شناخت و رتبه بندي مزيت هاي نسبي سيستم در تامين منابع مالي
4- تعريف جايگاه و رابطه اعضاء با سازمان و مديريت ( به لحاظ مسئوليت هاي متقابل – عملكردهاي ( فكري و عملي ) متقابل و پاسخگوئي متقابل )
5- و از همه مهم تر متمركز شدن اهداف سازماني با توجه به موارد بالا
مديريت حاكم بر " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " گرچه به لحاظ عنصر سلامت و درستي در انگيزه ها از درجه قابل قبولي بر خوردار است ولي متاسفانه بدلايل زير نتوانسته است سازمان را بدرستي هدايت و در ظرفيت هاي مناسب خود قرار دهد :
1. عدم ايجاد كانالهاي ارتباطي با انديشه هاي موثر و پويا به منظور جلب آراء
2. عدم وجود آئين نامه ها و روش هاي اجرائي متناسب با رسالت اصلي سازمان ( با توجه به مورد بالا )
3. عدم ايجاد ساختاري تشكيلاتي مناسب به منظور اجرائي نمودن و پشتيباني اهداف سازماني و همچنين برقراري ارتباطات موثر در سطح باشگاه ( متاسفانه با وجود تصويب چارت سازماني باشگاه ، همچنان اجرائي نمودن ان با مشكل مواجه مي باشد . )
4. عدم وجود برنامه ريزي مناسب و فرا گير در جهت اهداف سازمان
5. و از همه مهمتر شفاف نبودن تعريف مشخصي از اهداف راهبردي سازمان
متاسفانه معضلات موجود باعث بوجود آمدن مشكلات حادي در زمينه تشكيلات سازمان شده است كه مي توان به موارد زير اشاره داشت :
1- كم رنگ شدن شخصيت مستقل " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " ؛ متاسفانه بعلت معضلات موجود خود بخود هويت باشگاه تابعي از سلايق مديران و تعدادي از اعضاء مي باشد .
2- عدم ارتباطات منطقي و مشخص ميان مديريت و اعضاء ؛
3- عدم شكل گيري حس تعلق به باشگاه و در نتيجه عدم همكاري و همراهي موثر با مجموعه
4- ايجاد حس بلاتكليفي در اعضاء ؛ بعلت نبودن برنامه ريزي مشخص به منظور رشد و ارتقاء سطح فعاليت
5- پائين بودن ظرفيت هاي آموزشي نسبت به تعداد اعضاء
6- عدم موفقيت سازمان در حفظ اعضاء و بهره گيري از توان ايشان
بعنوان يكي از اعضاء قديمي دماوند ( از سال 62 ) عنوان مي نمايم ، باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند همواره در طول حيات خويش توانسته است در عرصه فعاليت هاي كوهنوردي از جايگاه مناسبي نسبت به ساير تشكل ها برخوردار باشد . ( گرچه اطمينان دارم آنچه انجام شده تمامي ظرفيت هاي دماوند را تحت پوشش قرار نمي دهد . )
اميدوارم با بررسي و نقدي سخت در اين عرصه نيز بعنوان يك پيشگام و پيش آهنگ عمل نمايد .