یکشنبه ۴ اکتبر ۲۰۰۹

گزارش روز يكشنبه 12/7/88

- كارگروه سنگنوردي ديشب تشكيل جلسه داد ... رضا موسوي و دوستانش نشون ميدن كه استعداد خوبي درتشكيلاتي نمودن فعاليت سنگنوردي دارند ... " مفهوم تشكيلاتي نمودن سنگنوردي " !! خودش بحث جالبيه ! ... آنها در دو بخش و به موازات هم فعاليت مي كنند :
اول ) طراحي يك نظام آموزشي سنگنوردي مبتني بر انجام برنامه هاي تمريني و هدف مند
دوم ) ارائه تقويمي از تورها و برنامه هاي تمريني براي علاقمندان به منظور ايجاد بستر مناسب جهت آشنائي علاقمندان به سنگنوردي
بچه هاي اين كارگروه از اين به بعد نتايج حاصل از جلسات خودشون رو از طريق سايت باشگاه اعلام خواهند كرد .
- مهدي فرهادي بعنوان مسئول آموزش همچنان تقويم آموزشي باشگاه رو به پيش ميبره . مهدي با پشتكار خوبي سعي داره دوره هاي آموزشي بيشتري رو براي علاقمندان ارائه بكنه . گرچه هنوز فعاليت هاي مهدي به هماهنگي بيشتري با بخش تشكيلات و روابط عمومي احتياج داره ...
- ولي اخبار بد هم هميشه هست !.... بنظر مياد بعضي از دوستان علاقه خاصي به حاشيه سازي دارند ! ... مقاومت در مقابل فرآيند تغيير امري عاديه اما تحريك كردن افراد بخصوص اعضاء آزمايشي به منظور تحريم برنامه هاي ارائه شده از اون حرفهاست ...
اميدوارم با برگزاري نشست هاي پرسش و پاسخ بتونم سوئ تفاهم هاي بوجود آمده رو از بين ببرم ...
- راستي " فهيمه پاكروان " مسئوليت كارگروه كوهپيمائي رو بر عهده گرفته وتعدادي از دوستان قراره با ايشون همكاري داشته باشند ... اميدوارم بزودي خبر اولين جلسه هماهنگي كارگروه منتشر بشه ! ...
- و " افشين يوسفي " به همراه " علي افسر " قراره كارگروه يخ نوردي رو فعال بكنند ...
- " كار گروه اسكي هم با مسئوليت " وحيد بهرامي " اولين نشست خودش رو در سايت باشگاه اعلام كرده ....
- با شكل گيري اين فعاليت هاي گروهي بستر هاي مناسب براي ارائه برنامه هاي هدفمند و تدوين نظام آموزشي باشگاه در عرصه هاي مختلف بوجود خواهد آمد ...
- و درآخر اينكه آخرين هماهنگي هاي اعضاء شركت كننده در دوره آموزشي " امداد در دره نوردي " با سرپرستي " پرستو ابريشمي " انجام شده و در روزهاي آتي كلاس هاي تئوري اين دوره در محل باشگاه و دفتر انجمن و كلاس هاي عملي اين دوره در منطقه " شاهان دشت " ( آبشار ) برگزار خواهد شد ...

تشكل هاي كوهنوردي و ضرورت هاي پيش رو ...

اين مطلب را پيش از اين در وبلاگ " فرهنگ كوه " منتشر نموده بودم . با آغاز فصلي نو بر دفتر زندگاني باشگاه انتشار مجدد اين سلسله مطالب مي تواند مخاطب را با مباني نظري حاكم بر تغييرات آغاز شده آشنا نمايد
گرچه مقاومت در برابر هر تغييري از سوي اشخاص با توجه به تمايلات فردي ايشان امري عادي تلقي مي شود . ليكن فرآيند تكامل و پويائي يك سازمان همواره با استفاده از خرد جمعي ضمن حفظ مباني نظري حاكم موفق به يافتن راه حل هائي منطقي و برخوردي اصولي با معضلات پيش رو خواهد شد .

*********************
تعاريف :
سازمان ( Organization ) از نظر عامل انساني :

تعريف : سازمان به گروهي از افراد گفته مي شود كه به صورتي ارادي گرد هم جمع شده اند تا به يك يا مجموعه اي از اهداف مشخص و مشترك دست يابند .
ساختار سازمان : ( Organization Structure )
تعريف : چارچوبي كه سازمان بر اساس آن بنا مي شود ، شامل مشخصه هايي از قبيل سطوح سلسله مراتب ، رديف ها و جايگاه مسئولين . خطوط ارتباطي رديف ها و مسئولين و

سازماندهي ( Organizing ) :
تعريف : گروه بندي فعاليت هاي ضروري براي دستيابي به اهداف ، تخصيص هر گروه از فعاليت ها به يك مدير به همراه قدرت واختيار لازم براي نظارت برآن و تامين هماهنگي افقي و عمودي در ساختار سازمان .
شرح : سازماندهي يكي از وظايف مديريت است . سازماندهي شامل فعاليت هايي براي طراحي ساختار سازماني ، تعيين مسئوليت افراد و شرح وظايف آنها ، طبقه بندي مشاغل ، تفويض اختيارات و .... است .
وظايف سازماني ( Organizational Functions ) :
شرح : هر سازمان داراي دو حوزه وظيفه اي عمده است : صف و ستاد .
1- صف : وظايف صف ، آنهائي هستند كه اهداف اصلي سازمان را تامين مي كنند .
2- ستاد : وظايف ستاد ، از وظايف صف پشتيباني مي كنند .
حوزه هاي وظيفه اي صف سازمانها متفاوت از يكديگرند ، اما تمام سازمانها داراي نوعي از وظيفه مربوط به امور مالي ، منابع انساني ، امور اداري و تشكيلات به عنوان حوزه هاي وظيفه اي ستاد هستند .
فرهنگ سازماني ( Organizational culture ) :
تعريف : به ارزش هاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته مي شود .
توسعه سازماني ( Organization Development ) :
تعريف : توسعه سازماني عبارتست از تلاشي برنامه ريزي شده ، در سطح كل سازمان و مديريت شده از بالا براي افزايش اثربخشي و سلامت سازمان از طريق دخالت هاي برنامه ريزي شده در فرايندهاي سازمان با استفاده از دانش وعلوم رفتاري .

**********************

باورها :
1. " شكل گيري و پويائي " تشكل هاي مردم نهاد " در تمامي عرصه هاي اجتماعي يكي از موثرترين راهكارهاي عملي در ارتقاء و توسعه فعاليت هاي گروهي ، مستقل از دولت به منظور گذار به سوي ايجاد جامعه اي دمكراتيك و مبتني بر آراء مردم مي باشد . "
2. " تشكل هاي مردم نهاد " زماني توانائي لازم در دستيابي به اهداف خود را خواهند داشت كه با استفاده از مديريتي علمي بتوانند ساختاري محكم و در عين حال منعطف را طراحي نموده و امكان بكارگيري عوامل انساني – چه از نظر نيروي هاي عامل ( اجرائي ) و چه استفاده ار خرد جمعي ( اتاق فكر ) – را بوجود آوردند .
3. " بررسي ( تجزيه و تحليل بر اساس مستندات و گزارش هاي واقعي ، شفاف و بدور از مصلحت انديشي ) و نقد " سيستم و ساختار تشكل بعنوان " بازخورد " تنها راه تضمين زنده ماندن و پويائي تشكل ها و سازمان مي باشد .
4. هرگونه مسامحه ، تعلل و يا دوري گزيني از بكار گيري مديريت علمي و استفاده از خرد جمعي و يا گريز از نقد و انتقاد در اداره سازمان و تشكل ( چه از طريق برخورد و چه از طريق عدم ارائه جايگاه مناسب براي نقد ) سيستم را به سمت روزمرگي و مصلحت انديشي كشانده كه خود عامل ميرائي و يا در بهترين حالت عدم درك شرايط موجود و دور شدن از مسير توسعه و پويائي مي شود .
5. بعنوان عضوي كوچك از مجموعه " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " و تعلق خاطري كه به اين تشكل مردم نهاد دارم ، لازم مي دانم بدين وسيله ديدگاههاي خود را براي بهبود شرايط و كمك به شكل گيري ساختارهائي متناسب با اهدافي واقعي كه ازنظر من ميبايست در منظر سازمان قرار گيرد ( براساس اساسنامه باشگاه ) ارائه نمايم .
6. " " دماوند " " در اينجا شخصيتي مستقل از افراد ، وابستگان و حتي مديريت حاكم بر آن فرض مي شود . شخصيتي كه در طول زمان و دوره هاي مختلف همواره دستخوش سليقه گرائي و مصلحت انديشي قرار گرفته و از بيماري مزمن سنت زدگي رنج مي برد .
7. اميدوارم با رشد ظرفيت هاي لازم در نقد پذيري و استفاده از خرد جمعي بتوانيم با بازنگري در آنچه بدان مي پردازيم مسير بهتري براي اين " تشكل مردم نهاد " بوجود آورده ، دين خود را به جامعه ايراني ادا نمائيم .

رسالت تشكل هاي كوهنوردي چيست ؟
تشكل هاي كوهنوردي ، همانند تمامي " تشكل هاي مردم نهاد " به منظور تحقق اهدافي تعريف شده شكل ميگيرند . اهداف كلان يك تشكل ، نقطه مشترك و مورد توجه تمامي افرادي است كه به آن تشكل مي پيوندند .
درواقع اين تشكل ها با عنوان نمودن و تبلغ كردن اهداف خود سعي بر جذب علاقمندان و كسب هويت در ميان جامعه را دارند .
رسالت اصلي يك تشكل كوهنوردي ، در " آموزش " خلاصه مي شود .

" آموزش " در ورزش هاي كوهستاني شامل مجموعه فعاليت هائي مي باشد كه موجب كسب
1. توان مطلوب در انجام فعاليت
2. قابليت مناسب در راهبري گروه
3. عكس العمل هاي مناسب در كنترل خطر وشرايط بحراني
4. توان منعكس نمودن اطلاعات ناشي از انجام فعاليت ( گزارش دهي )
از طريق توسعه و ارتقاء مهارت ها ، فنون و بينش كوهنوردي مي باشد .
با توجه به اين رسالت اساسي ، تشكل هاي كوهنوردي ؛ در مقابل علاقمندان جذب شده داراي مسئوليت و تعهدات سنگين و متناسب با آموزش مي شوند .
عدم توجه به اين تعهدات و مسئوليت هاي مرتبط با آن موجب عدم كارائي آموزش و در نتيجه كاهش قابليت هايي مي باشد كه بصورت منطقي مي بايست در پس آموزش بدست آيد .
اين معضل در رشته هاي ورزشي كلاسيك تنها موجب شكست تيمي و يا از دست رفتن فرصت ها در مسابقات و يا ركوردهاي ضعيف مي گردد ولي در كوهنوردي هزينه هاي جاني و مالي سنگيني در پي خواهد داشت .
بررسي و بازنگري در شيوه هاي آموزش از يك سو و ساختارهاي مديريتي – تشكيلاتي تشكلهاي كوهنوردي از سوي ديگر ، ضرورتي اجتناب ناپذير براي دستيابي به رسالت و اهداف سازمان مي باشد .
بر همين اساس لازم است تعاريف ، روش هاي آموزشي موجود و ساختارهاي سازمان در تشكل هاي موجود مورد بررسي و نقد قرار گيرد .

در ادامه اين مقاله ، در نظر دارم " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " را بعنوان يك تشكل فعال مورد بررسي و نقد قرار داده و راهكارهائي را براي رفع معضلات موجود در آن ارائه نمايم .

كجا هستيم ........!
55 سال پيش ( سال 1332 ) ، 12 نفر از عاشقان كوه و طبيعت طي جلسه اي كه در محل امامزاده قاسم ( در شمال تهران ) تشكيل شد ، رسما موجوديت تشكلي ورزشي را اعلام نمودند . اين تشكل كه در چند سال نخست تاسيس با نام " سازمان كوهنوردي و اسكي دماوند " شناخته مي شد . توانست در مدت زماني كوتاه با استفاده از انديشه اي پويا اقدام به ايجاد ساختاري منسجم و حاكم نمودن نظم سازماني بر آن بنمايد ، اين مهم ، نه تنها موجب توسعه كمي و كيفي فعاليت هاي كوهنوردي ( چه در زمينه آموزش و چه در مورد اجراي برنامه ) شد بلكه با به نمايش گذاشتن مديريت و ساختاري قوي بنيان تشكيلاتي را بنا نمود كه بعد از بيش از 5 دهه همچنان داراي قابليت هاي مناسبي براي گسترش و رشد فعاليت در عرصه كوهنوردي مي باشد .


گرچه بر اين باورم كه " باشگاه دماوند" مدتهاست از ضعف مديريت و انديشه علمي و در نتيجه سست شدن ساختار تشكيلاتي و بدنبال ان تاثير منفي و گاه پر هزينه در برنامه هاي كوهنوردي آن برخوردار است .
آنچه سازمان دماوند را در آن سالها پابرجا و توانمند مي نمود . در وهله اول خواست موسسين آن براي جدا شدن از بافت سنتي و محفلي گروه هاي معمول كوهنوردي بود . آنها كه اكثرا از فرهيختگان زمان خود بودند قبل از پرداختن به انجام فعاليت هاي كوهنوردي ، روشهاي مديريتي حاكم بر آن را طراحي و تعريف كردند .
سازمان دماوند در آن زمان ، تمامي برنامه هاي كوهنوردي خود را در سه مقطع قبل از اجراي برنامه ، در هنگام اجراي برنامه و بعد از اجراي برنامه مورد توجه قرار مي داد .
موارد زير از جمله اقداماتي است كه مديريت سازمان دماوند همواره بر رعايت آن در رابطه با امور فني و اجراي برنامه ها تاكيد مي ورزيده است :
1. اعلام كتبي برنامه به مسئول فني سازمان و درخواست اخذ مجوز براي اجراي برنامه .
2. بررسي برنامه اعلام شده توسط مسئول فني باشگاه و طرح ان در هيات مديره به منظور صدور حكم اجراي برنامه . ( با عنوان سرپرست برنامه )
3. درخواست و اخذ گزارش كتبي از برنامه اجرا شده با امضاء سرپرست برنامه
4. درج فعاليت انجام شده ( آموزشي – اجرائي ) در كارنامه و سوابق فني اعضاء شركت كننده ( مستند سازي برنامه هاي صورت گرفته )
5. ارزيابي كارنامه فني – تشكيلاتي اعضاء به منظور :
· ايجاد حس انگيزش و تلاش بيشتر ايشان در امور كوهنوردي و همكاري تشكيلاتي
· ارزش گذاري و بوجود آوردن اعتبار در ثبت كارنامه فني اعضاء
· ايجاد روشي مناسب براي مشخص نمودن قابليت هاي فني – تشكيلاتي اعضاء
6- دعوت از اعضاء برگزيده جهت شركت در دوره هاي آموزشي

بايد توجه داشت كه بكار گيري روش هاي نظارتي و اعمال مديريت براي انجام فعاليتها از شاخصه هاي تشكيلات كوهنوردي مي باشد ، موارد بالا ممكن است در حال حاضر قابل انجام نباشند ولي مهم وجود تفكر مديريتي بر تشكيلات و فعاليت هاي آن مي باشد . ضمنا توجه داشته باشيد كه چنين روش مديريتي در خصوص كوهنوردي پيش از اين آنچنان كه بايد وجود نداشته است و خود روشي مترقي و مدرن بحساب مي آيد .
منظور از اشاره به پيشينه " باشگاه دماوند " در آن است كه تفكر مديريتي و ساختار تشكيلاتي آن امريست كه با شكل گيري اين تشكل همراه بوده است .
با گذشت ايام و تغييرات اجتماعي – اقتصادي جامعه و تاثير گذاري آن بر جامعه كوچك دماوند ، نياز به بازنگري در ساختارها و سيستم مديريت مجموعه بيش از پيش حس شد . تغييرات صورت گرفته بر اساسنامه باشگاه جوابي بود كه به اين نياز داده شد .
در اصلاحات بوجود آمده در اساسنامه باشگاه تغيير تنها شامل مراكز اعمال قدرت و تصميم گيري شد و نيازهاي " دماوند " در رابطه با مسئوليت هاي فني - تشكيلاتي بصورتي گنگ و كم رنگ باقي ماند .
لازم بود در اين بازنگري به موارد زير توجه مي شد :
1- محدوديت هاي مادي ( اعم از مالي – ابزارها – فضا و .... )
2- پتانسيلهاي انساني ( اعم از نيروي انساني موجود و يا قابل جذب )
3- شناخت و رتبه بندي مزيت هاي نسبي سيستم در تامين منابع مالي
4- تعريف جايگاه و رابطه اعضاء با سازمان و مديريت ( به لحاظ مسئوليت هاي متقابل – عملكردهاي ( فكري و عملي ) متقابل و پاسخگوئي متقابل )
5- و از همه مهم تر متمركز شدن اهداف سازماني با توجه به موارد بالا

مديريت حاكم بر " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " گرچه به لحاظ عنصر سلامت و درستي در انگيزه ها از درجه قابل قبولي بر خوردار است ولي متاسفانه بدلايل زير نتوانسته است سازمان را بدرستي هدايت و در ظرفيت هاي مناسب خود قرار دهد :
1. عدم ايجاد كانالهاي ارتباطي با انديشه هاي موثر و پويا به منظور جلب آراء
2. عدم وجود آئين نامه ها و روش هاي اجرائي متناسب با رسالت اصلي سازمان ( با توجه به مورد بالا )
3. عدم ايجاد ساختاري تشكيلاتي مناسب به منظور اجرائي نمودن و پشتيباني اهداف سازماني و همچنين برقراري ارتباطات موثر در سطح باشگاه ( متاسفانه با وجود تصويب چارت سازماني باشگاه ، همچنان اجرائي نمودن ان با مشكل مواجه مي باشد . )
4. عدم وجود برنامه ريزي مناسب و فرا گير در جهت اهداف سازمان
5. و از همه مهمتر شفاف نبودن تعريف مشخصي از اهداف راهبردي سازمان

متاسفانه معضلات موجود باعث بوجود آمدن مشكلات حادي در زمينه تشكيلات سازمان شده است كه مي توان به موارد زير اشاره داشت :
1- كم رنگ شدن شخصيت مستقل " باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند " ؛ متاسفانه بعلت معضلات موجود خود بخود هويت باشگاه تابعي از سلايق مديران و تعدادي از اعضاء مي باشد .
2- عدم ارتباطات منطقي و مشخص ميان مديريت و اعضاء ؛
3- عدم شكل گيري حس تعلق به باشگاه و در نتيجه عدم همكاري و همراهي موثر با مجموعه
4- ايجاد حس بلاتكليفي در اعضاء ؛ بعلت نبودن برنامه ريزي مشخص به منظور رشد و ارتقاء سطح فعاليت
5- پائين بودن ظرفيت هاي آموزشي نسبت به تعداد اعضاء
6- عدم موفقيت سازمان در حفظ اعضاء و بهره گيري از توان ايشان

بعنوان يكي از اعضاء قديمي دماوند ( از سال 62 ) عنوان مي نمايم ، باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند همواره در طول حيات خويش توانسته است در عرصه فعاليت هاي كوهنوردي از جايگاه مناسبي نسبت به ساير تشكل ها برخوردار باشد . ( گرچه اطمينان دارم آنچه انجام شده تمامي ظرفيت هاي دماوند را تحت پوشش قرار نمي دهد . )
اميدوارم با بررسي و نقدي سخت در اين عرصه نيز بعنوان يك پيشگام و پيش آهنگ عمل نمايد .

سه‌شنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹

انالله وانااليه راجعون

با خبر شدم پدر ارجمند دوست و همنورد عزيز " حميد سنجري " دارفاني را وداع گفته است .
بدين وسيله ضمن عرض تسليت خدمت حميد عزيز و خانواده گرامي وي . از خداوند متعال آرزوي شكيبائي براي ايشان دارم .
روحش شاد ....

دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹

آلبوم عكس برنامه يادواره امير و ويكتوريا ( صعود توچال )

قله توچال - سوم مهر 1388
مهرداد شهلائي به اتفاق خانواده خود مسافتي از مسير را همراهيمان كرد ... متشكرم مهرداد!!

پويا جواني مشتاق كه در صورت رسمي شدن عضويتش جوانترين عضو باشگاه خواهد بود و مجيد كاشيان يكي از اعضاء اثرگذار باشگاه

علي غلامحسيني به اتفاق يكي از دوستان


عكسي يادگاري .... صعود در كنار ياران همواره سرشار از صميمت هاست
سيامك شايانپور و فرزندش پويا
دوست خوبمان يحيي ثروت و فرزانه ثروت ... فرزانه عضو كارگروه سنگنوردي و مسئول روابط عمومي كارگروه نيز هست

وحيد بهرامي دوست خوبي كه سالها مسئوليت مديرعاملي باشگاه را برعهده داشت در اين برنامه سرپرست برنامه بود









يك تلنگر !!


به بهانه صعود همگاني !! اعضاء باشگاه به قله توچال

1- روز جمعه سوم تير ماه 1388 قله توچال توسط گروهي از اعضاء و وابستگان باشگاه صعود شد . اين صعود ، همچون سال هاي پيش و بر اساس سنتي ديرپاي بنام همنوردان فقيدمان " ويكتوريا كياني راد " و " امير احمدي " * به انجام رسيد .
2- طبق بعضي از تعاريف كه پيرامون طبقه بندي جوامع بشري طرح شده اند . جوامع به دو دسته " بدوي " و " مدني " تقسيم مي شوند . وجه اختلاف اساسي در اين دو نوع جامعه بر وجود " قانون " و همچنين پذيرش و اجراي آن توسط آحاد مردم استوار است . " قانون " پديده اي نشات گرفته از خرد جمعي بوده و با هدف ايجاد دوام و پويائي اجتماع تدوين مي گردد . ميزان رشد و اعتلاي جوامع " مدني " بستگي تمام به ميزان پذيرش قانون و تعهد به اجراي آن توسط مردم دارد . جوامع " بدوي " به لحاظ عدم شكل گيري و رشد قانوني مبتني بر درك صحيح از واقعيت هاي دروني و بيروني جامعه قدرت انطباق با شرايط محيطي و حل معضلات دروني را نداشته و آن اجتماع را به سمت ميرائي رهنمون مي سازد . لازم به ذكر است پذيرش و تعهد به اجراي قانون زماني در بهترين شرايط به انجام مي رسد كه در ابتداي تدوين قانون اصل مشاركت عمومي و بكار گيري خرد جمعي رعايت شده باشد .
3- بر اين باور هستم كه تنها با تحليل و درك بازخوردهاي ناشي از تصميم ها و فعاليت هاي موجود مي توان روندي رو به رشد را براي يك جامعه ترسيم نمود . اصول كلي مديريت بدور از بزرگي يا كوچكي جوامع و مناسبات حاكم بر آنها واحد بوده و قابل تعميم و استفاده مي باشد . بر همين لحاظ سعي بر تحليل و ارزيابي مناسبات حاكم بر جامعه كوچكي مانند باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند دارم .
4- اين بخش از ديدگاه هاي تحليلي ارائه شده به بهانه صعودي مي باشد كه در روز جمعه سوم مهر ماه برگزار شد . قصد آن ندارم تا گزارشي از نحوه برگزاري آن ارائه نمايم اما جاي دارد كه به بررسي دلايل وجود چنين صعودهاي اشاره كرده و به نقد عملكرد و واكنش هاي اعضاء و ساير مسئولين باشگاه در ارتباط با آن بپردازم .
5- بي شك تشكلي چون باشگاه دماوند در زمره تشكل هاي مردم نهاد ( NGO ) طبقه بندي مي شود . عدم وابستگي مديريتي به نهاد هاي رسمي و حكومتي ، امكان استقلال عمل در سياست گذاري و روش هاي اجرائي ، وابستگي منابع مالي به مكانيسم هاي دروني و از همه مهمتر وجود عامل انساني متعهد و مسئول نسبت به اهداف تشكل از جمله ويژگي هاي اساسي يك NGO مي باشد . صرفه نظر از ميزان تعهد و مسئوليت پذيري عوامل انساني نسبت به مجموعه موقعيت باشگاه دماوند در ساير خصيصه هاي عنوان شده مطابقت دارد .
6- ويژگي تعهد و پايبندي به سازمان و مسئوليت پذيري در مقابل آن از جمله مسائل حياتي براي بقاء و رشد يك NGO مي باشد . اهميت اين مسئله تا به آنجاست كه به جرات مي توان اينگونه اظهار نمود كه با كمرنگ شدن ميزان اين فاكتور ارزشمند در يك تشكل فرآيند رشد و پويائي در سيستم كاهش يافته و بعبارتي سيستم دچار عدم توازن مي گردد . عدم توازن به منزله عدم تقسيم يكنواخت فشار مسئوليت ها ( چه در فرآيندهاي تصميمي گيري و چه اجرا ) بر افراد مي باشد كه اين مهم خود عاملي براي ايجاد فرآيند فرسايش برفرد و در نتيجه انتقال آن به مجموعه مي شود .





7- تشكل هاي مردم نهاد نيز از جمله مصاديق يك جامعه كوچك مدني هستند . جوامعي كه توسط انسانهائي با تمايلات نزديك بهم و گاها واحد شكل ميگيرند و همچون تمامي جوامع مدني از ويژگي قانون مداري بهرمند هستند . آنچه باعث تمايز و امتياز اين تشكل هاي نسبت بهم مي شود در دو اصل زير خلاصه مي شود :
· ميزان بكار گيري و مشاركت افراد صاحب صلاحيت در امر تدوين قانون و استفاده از خرد جمعي
· ميزان تعهد و مسئوليت پذيري در مقابل اجراي آن
قطعا هر چقدر قوانين و نظام حاكم بر يك سازمان ( چه نظام آموزشي و چه نظام تشكيلاتي ) قويتر ترسيم گردد انتظار رشد و پيشرفت در جهت اهداف سازماني بيشتر خواهد .
8- به منظور تقويت روند شكل گيري قوانين و چارچوب هاي سازماني در تشكلهاي مدني تمايل به ايجاد همگرائي عمومي بسيار اهميت دارد . تنها در سايه همگرائي عمومي ميتوان روند استفاده از خرد جمعي را در ترسيم روش هاي ، آئين نامه ها و قوانين ايجاد نمود . بدون همدلي و همگرائي در جمع بنيان هاي مرتبط با عوامل انساني سست خواهد شد .
9- تشويق افراد به شركت در كارگروه ها مختلف . برنامه ريزي جهت كسب مشاركت اعضاء در فعاليت هاي اجرائي . انجام حركت هاي نمادين . برگزاري جشنواره ها . همايش ها و انجام كليه برنامه هاي گروهي ضمن رشد و ارتقا همگرائي سطح پايبندي به قوانين سازمان را بعنوان تجلي علاقه به سازمان گسترش مي دهد .
10- در يك فعاليت تشكيلاتي توجه به افراد بر پايه سطح مناسبات ايشان و تعلقات آنها با تشكيلات و همچنين نقش . جايگاه و مسئوليتي كه در قبال جمع و قوانين سازمان دارند ارزيابي مي شود .
11- عدم حضور در فعاليت هاي هدفمند تشكيلاتي مانند صعودهائي كه بر پايه مناسبت هائي برنامه ريزي و اعلام مي گردد و در همان حال پرداختن به صعودها و فعاليت هاي ورزشي شخصي به واقع نشان از چه دارد ؟ .... آيا اولويت دادن به خود در مقابل جمع داراي اهميت است و يا خود را در جمع ديدن ؟ ... آيا بي توجهي به فعاليت هاي تشكيلاتي و كم اهميت شمردن آن با سست شدن بنيان هاي سازماني كمك نمي كند ؟ .... پس نقش و جايگاه افراد نسبت به تشكيلاتي كه مي بايست نسبت به آن احساس تعلق داشته باشند چه مي شود ؟.... اين سئوالات و بسياري سئوالات ديگر وجود دارد كه مي بايست در ذهن تك تك اعضاء باشگاه زنده شده و بدان پاسخگو باشند ...
12- هنوز زماني طولاني از فقدان دو عزيز خفته در غار پراو نمي گذرد .. حادثه اي كه مي بايست در باره چرائي وقوع آن بارها و بارها براي خود و اعضاء تازه سخن گفت .... اعتراف بر اشتباهات احتمالي داشت ... خود را نقد كرد .... ولي در مقابل اين مهم .... حتي اهميت زنده نگاه داشتن نام اين عزيزان براي عده اي از دوستان بنظر رنگ باخته است !!!....
13- نمي توان ادعاي وابستگي و علاقه به تشكلي را داشت ولي خود را مسئول ندانست ... نمي توان نام دماوند را يدك كشيد اما خود را نسبت به آن متعهد ندانست ....
14- در پايان زماني را بياد مي اورم كه در ماه مهر و دوستي !! ... نداي دماونديان بر دامنه اين كوه طنين انداز بود ... و رودي از انسانهايي همدل و هم نوا بر بستر دامنه هاي آن روان و جاري بودند .... همنورد و همراه پاي بر قله آن مي نهادند .... صد افسوس از آن همه مهر!! و هزار اميد به آينده !!.....
در اين مجال روي سخنم بر آن دسته از اعضاء مي باشد كه نسبت به باشگاه خود دچار نوعي بي تفاوتي شده اند ... خوشبختانه همچنان هستند ( و كم هم نيستند !!) كه تعهد خود را نسبت به خانه دوم خود همچنان حفظ كرده اند و سعي بر گرد گيري آن دارند ... دوستاني كه در كارگروه هاي باشگاه مشتاقانه حاضر شده اند ... و سعي بر اعتلاي باشگاه دارند ....

پنجشنبه ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹

گرامي باد ياد و خاطره " ويكتوريا كياني راد و امير احمدي "

صعود قله توچال
جمعه - 3 / مهر / 1388
آغاز حركت گروهي ساعت 6 صبح از ميدان سربند
از مسيردره اوسون
يادواره خفتگان غار پراو

امير احمدي .... ويكتوريا كياني راد

چهارشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹

چهارشنبه - 1 مهر 1388



كارگروه سنگنوردي اولين جلسه خودش رو با حضور تني چند از سنگنوردان جوان و پرشور باشگاه تشكيل داد ...
در اين جلسه كه به اهتمام رضا موسوي برگزار شد جاي خالي سنگنوردان قديمي تر و پرتجربه باشگاه خالي مي نمود ... اميدوارم در جلسات بعدي و در زماني كه بر روي آئين نامه كارگروه بحث و بررسي انجام خواهدشد از نظرات بيشتري بهره بگيريم .
در هر حال قبول مسئوليت و انجام كارگروهي به هر شكل ارزنده و اميد بخشه .
من خودم ديروز نتونستم در اين جلسه شركت داشته باشم اما امروز زمان زيادي رو تلفني با رضا حرف زدم و ضمن اطلاع از آنچه كه در كارگروه گذشته بود در زمينه اهداف كلي و بعضي از مصاديق كاري كارگروه رايزني كردم
باشگاه در آينده به وجود اين كارگروه افتخار خواهد كرد .
در ضمن جلسه بعدي سنگنوردان روز شنبه خواهد بود .... بقيه بچه عقب نمونند !!